هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل عاشقانه، از آرزوی دیدار معشوق و اسارت در دام عشق سخن میگوید. او از بوسههای معشوق، زلفهای پیچیدهاش و دیدار روی دلکش او مینالد و تمام دنیا را در برابر این عشق ناچیز میشمرد. در پایان نیز به طوفان عشق اشاره میکند که همچون سیل جهانگیر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۵ - چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
یعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست ۱
صیاد تا به دام تو گردیده ام اسیر
دیگر نه طرف باغ و نه بستانم آرزوست ۲
تا نسبتی بزلف تو پیدا کنم مدام
سرگشتگی و حال پریشانم آرزوست ۳
بر کف گرفته ام پی ایثار جان و سر
دیدار روی دلکش جانانم آرزوست ۴
خواهم که رو بکعبهٔ مقصود آورم
یعنی جوار شاه خراسانم آرزوست ۵
گفتم صغیر سیل سرشگت جهان گرفت
گفتا چو نوح دیدن طوفانم آرزوست ۶
یعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست ۱
صیاد تا به دام تو گردیده ام اسیر
دیگر نه طرف باغ و نه بستانم آرزوست ۲
تا نسبتی بزلف تو پیدا کنم مدام
سرگشتگی و حال پریشانم آرزوست ۳
بر کف گرفته ام پی ایثار جان و سر
دیدار روی دلکش جانانم آرزوست ۴
خواهم که رو بکعبهٔ مقصود آورم
یعنی جوار شاه خراسانم آرزوست ۵
گفتم صغیر سیل سرشگت جهان گرفت
گفتا چو نوح دیدن طوفانم آرزوست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - ای به فدای تو من و هر چه هست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.