هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و عشق به معشوق است. شاعر از بیقراری، سستی پیمان و ناپیدایی معشوق میگوید و با تصاویری مانند آینه دل، جبریل و قند، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۸ - روزگاریست که چون حلقه مقیمم بدرت
روزگاریست که چون حلقه مقیمم بدرت
از چه لطفی نبود با من بی پا و سرت ۱
من و پیمان تو از لاغری و از سستی
نه عجب هر دو نیاییم اگر در نظرت ۲
نه نهان از بصری و نه عیان در نظری
می ندانم که پری نام نهم یا بشرت ۳
گرچه هستی تو خراباتی و هرجایی لیک
جز بخلوت نتوان دید رخ چون قمرت ۴
شکرلله که شدی از رخ او عکس پذیر
شستم ای آینهٔ دل چو ز خون جگرت ۵
همچو جبریل بجایی نرسی ای سالک
گر بدل هست غم سوختن بال و پرت ۶
نشوی باخبر از یار و نیابی مقصود
مگر آندم که ز خود هیچ نباشد خبرت ۷
ایکه اندر طلبش گرد جهان میگردی
تا که از پای نیفتی ننهد پا به سرت ۸
قندش از یاد رود در همهٔ عمر صغیر
هر که آگه شود از گفتهٔ همچون شکرت ۹
از چه لطفی نبود با من بی پا و سرت ۱
من و پیمان تو از لاغری و از سستی
نه عجب هر دو نیاییم اگر در نظرت ۲
نه نهان از بصری و نه عیان در نظری
می ندانم که پری نام نهم یا بشرت ۳
گرچه هستی تو خراباتی و هرجایی لیک
جز بخلوت نتوان دید رخ چون قمرت ۴
شکرلله که شدی از رخ او عکس پذیر
شستم ای آینهٔ دل چو ز خون جگرت ۵
همچو جبریل بجایی نرسی ای سالک
گر بدل هست غم سوختن بال و پرت ۶
نشوی باخبر از یار و نیابی مقصود
مگر آندم که ز خود هیچ نباشد خبرت ۷
ایکه اندر طلبش گرد جهان میگردی
تا که از پای نیفتی ننهد پا به سرت ۸
قندش از یاد رود در همهٔ عمر صغیر
هر که آگه شود از گفتهٔ همچون شکرت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - تا تار طرهٔ توام ای جان بچنگ نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.