هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عاشق از فراق معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند دود آه، جگر خونین، و خیال موزون، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند قناعت و دولت واقعی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۲۷ - از غم زلفت ندانم دوش بر من چون گذشت
از غم زلفت ندانم دوش بر من چون گذشت
اینقدر دانم که دود آهم از گردون گذشت ۱
گر بگویم شمه ای از آن جگرها خون شود
آنچه بی لعل لبت بر ایندل پرخون گذشت ۲
بیتو بگذشت آنچه ایلیلای جان بر من شبی
در تمام عمر نتوان گفت بر مجنون گذشت ۳
پست شد شمشاد و کاجم در چمن پیش نظر
در ضمیرم چون خیال آنقدر موزون گذشت ۴
شربت وصلست عاشق را دوای درد و بس
زانکه اینجا کار از سقراط و افلاطون گذشت ۵
هر کسی گنج قناعت جست و استغنای طبع
در حقیقت دولتش از دولت قارون گذشت ۶
جز محیطت مینخوانم دیگر ای چشم صغیر
زان که عنوان تو از سیحون و از جیحون گذشت ۷
اینقدر دانم که دود آهم از گردون گذشت ۱
گر بگویم شمه ای از آن جگرها خون شود
آنچه بی لعل لبت بر ایندل پرخون گذشت ۲
بیتو بگذشت آنچه ایلیلای جان بر من شبی
در تمام عمر نتوان گفت بر مجنون گذشت ۳
پست شد شمشاد و کاجم در چمن پیش نظر
در ضمیرم چون خیال آنقدر موزون گذشت ۴
شربت وصلست عاشق را دوای درد و بس
زانکه اینجا کار از سقراط و افلاطون گذشت ۵
هر کسی گنج قناعت جست و استغنای طبع
در حقیقت دولتش از دولت قارون گذشت ۶
جز محیطت مینخوانم دیگر ای چشم صغیر
زان که عنوان تو از سیحون و از جیحون گذشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - دور هجران را مگر اتمام نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - خدای آنچه بزلف نگار چین انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.