هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، وفاداری، رنجهای عاشقی و دلآزردگی سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند آزادی معنوی، پذیرش رنجهای عشق و ستایش مستی و بیخودی عارفانه در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و دلآزردگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۵۴ - کارت ای یار بمن غیر ستمکاری نیست
کارت ای یار بمن غیر ستمکاری نیست
مگرت با من آزرده سر یاری نیست ۱
نی خطا گفتم از این جور و جفا دست مدار
که جفای تو بجز عین وفاداری نیست ۲
چه غم ارخوار جهانی شدم اندر طلبت
بهر همچون تو گلی خار شدن خواری نیست ۳
بستهٔ دام تو از هر دو جهان آزاد است
اوفتادن به کمند تو گرفتاری نیست ۴
هر چه خواهی ز عجایب ز فلک بتوان دید
نیست نقشی که در این پرده زنگاری نیست ۵
هر گنه میکنی آزار دل خلق مکن
که بتر هیچ گناهی ز دل آزاری نیست ۶
بیکی تیر مژه صید دوصد دل کردی
تا نگویند خدنگ مژه ات کاری نیست ۷
ای خوشا مستی و مدهوشی و آسوده دلی
که بجز غصه و غم حاصل هشیاری نیست ۸
دوش میگفت کسی زردی رخسار صغیر
چاره اش هیچ بجز باده گلناری نیست ۹
مگرت با من آزرده سر یاری نیست ۱
نی خطا گفتم از این جور و جفا دست مدار
که جفای تو بجز عین وفاداری نیست ۲
چه غم ارخوار جهانی شدم اندر طلبت
بهر همچون تو گلی خار شدن خواری نیست ۳
بستهٔ دام تو از هر دو جهان آزاد است
اوفتادن به کمند تو گرفتاری نیست ۴
هر چه خواهی ز عجایب ز فلک بتوان دید
نیست نقشی که در این پرده زنگاری نیست ۵
هر گنه میکنی آزار دل خلق مکن
که بتر هیچ گناهی ز دل آزاری نیست ۶
بیکی تیر مژه صید دوصد دل کردی
تا نگویند خدنگ مژه ات کاری نیست ۷
ای خوشا مستی و مدهوشی و آسوده دلی
که بجز غصه و غم حاصل هشیاری نیست ۸
دوش میگفت کسی زردی رخسار صغیر
چاره اش هیچ بجز باده گلناری نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - من آنچه هست بعشق تو دادهام از دست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - بطرف باغ هر آن سرو کز زمین برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.