هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر درد و شیدایی عشق است. شاعر از نالههای دل و تأثیر آن بر دیگران میگوید، از عشق به عنوان آتشی که همهچیز را میسوزاند یاد میکند و به رابطهی عمیق بین عاشق و معشوق اشاره دارد. همچنین، تشبیهاتی مانند سمندر، سیل سرشک و آسمان خمگشته برای توصیف حالات عاشقانه به کار رفته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی این شعر برای درک و تجربهی مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهات نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارند که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۸۰ - نالهٔ من نی عجب گر جا به دلها میکند
نالهٔ من نی عجب گر جا به دلها میکند
هرکجا آتش بیفتد جای خود وامیکند ۱
از نگاهی داد عقل و دین ما را دل بیار
کس نداند این دل شیدا چه با ما میکند ۲
کرده خود با عشقبازی گر سمندر نیست دل
از چه بهر سوختن خود را مهیا میکند ۳
جویها کرده است جاری چشم از سیل سرشک
چشمه را بنگر که هم چشمی به دریا میکند ۴
آسمان خم گشته و بگشوده از خورشید چشم
در زمین ماه مرا گویی تماشا میکند ۵
ای که جویی جزر و مد دیدهٔ ما را سبب
گاه آن مه رخ نهان گاهی هویدا میکند ۶
هرکجا هست انس با دیوانگان دارد صغیر
راستی هر جنس جنس خویش پیدا میکند ۷
هرکجا آتش بیفتد جای خود وامیکند ۱
از نگاهی داد عقل و دین ما را دل بیار
کس نداند این دل شیدا چه با ما میکند ۲
کرده خود با عشقبازی گر سمندر نیست دل
از چه بهر سوختن خود را مهیا میکند ۳
جویها کرده است جاری چشم از سیل سرشک
چشمه را بنگر که هم چشمی به دریا میکند ۴
آسمان خم گشته و بگشوده از خورشید چشم
در زمین ماه مرا گویی تماشا میکند ۵
ای که جویی جزر و مد دیدهٔ ما را سبب
گاه آن مه رخ نهان گاهی هویدا میکند ۶
هرکجا هست انس با دیوانگان دارد صغیر
راستی هر جنس جنس خویش پیدا میکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - قربان آن زمان که زمان و مکان نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - غیر آن سر که سری با کف پایی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.