هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ است که در آن شاعر از عشق، فراق، بیوفایی معشوق و درد دوری شکوه میکند. او از معشوق میخواهد که به یادش باشد و رنجهایش را پایان دهد. همچنین، در ابیاتی به مسائل اجتماعی و دینی نیز اشاره میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و اجتماعی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد.
شماره ۲۵۰ - ندهی کام مرا از لب خندان تا چند
ندهی کام مرا از لب خندان تا چند
تشنه مانم بلب چشمه حیوان تا چند ۱
ای که هر بی سرو سامان ز تو سامانی یافت
نکنی یاد من بی سر و سامان تا چند ۲
بارها عهد به بستی و شکستی همه را
آخر ای سخت دل این سستی پیمان تا چند ۳
شربتی هم بچشان ز آب وصالم ایدوست
میگدازی دلم از آتش هجران تا چند ۴
ای غمت روز مرا کرده چو شب همچون صبح
در فراق تو زنم چاک گریبان تا چند ۵
بامیدی که فتد دامن وصلت بکفم
ریزم از دیده تر اشک بدامان تا چند ۶
دگر نراست ز وصل رخ تو خاطر جمع
من به یاد سر زلف تو پریشان تا چند ۷
تنگ شد حوصله من به قفس ای صیاد
دور مانم ز تماشای گلستان تا چند ۸
کافر آزردن کافر نپسندد بر خویش
ای مسلمان کنی آزار مسلمان تا چند ۹
ایامیر عرب ای پادشه ارض و سما
تو به ارض غری و من بصفاهان تا چند ۱۰
دارد امید که آید بجوار تو صغیر
بنده را ره نبود بر در سلطان تا چند ۱۱
تشنه مانم بلب چشمه حیوان تا چند ۱
ای که هر بی سرو سامان ز تو سامانی یافت
نکنی یاد من بی سر و سامان تا چند ۲
بارها عهد به بستی و شکستی همه را
آخر ای سخت دل این سستی پیمان تا چند ۳
شربتی هم بچشان ز آب وصالم ایدوست
میگدازی دلم از آتش هجران تا چند ۴
ای غمت روز مرا کرده چو شب همچون صبح
در فراق تو زنم چاک گریبان تا چند ۵
بامیدی که فتد دامن وصلت بکفم
ریزم از دیده تر اشک بدامان تا چند ۶
دگر نراست ز وصل رخ تو خاطر جمع
من به یاد سر زلف تو پریشان تا چند ۷
تنگ شد حوصله من به قفس ای صیاد
دور مانم ز تماشای گلستان تا چند ۸
کافر آزردن کافر نپسندد بر خویش
ای مسلمان کنی آزار مسلمان تا چند ۹
ایامیر عرب ای پادشه ارض و سما
تو به ارض غری و من بصفاهان تا چند ۱۰
دارد امید که آید بجوار تو صغیر
بنده را ره نبود بر در سلطان تا چند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - شهان که مالک اورنگ و صاحب تاجند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - هر صاحب نامی دمی آرام ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.