هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، به موضوع عشق، رندی، و حقیقتجویی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی سوزاننده و فداکارانه یاد میکند، همچون پروانهای که به دور شمع میسوزد. او همچنین بر اهمیت رهایی از تظاهر و رسیدن به سیرت نیک تأکید دارد و از رندان قدیم به عنوان الگوهای هنر و حقیقتجویی یاد میکند. در پایان، هشدار میدهد که بسیاری از مردم درگیر ظواهر و مجاز هستند و از حقیقت غافلاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به رندی و مینوشی نیازمند درک بالاتری از زمینه فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۲۷۰ - یار عاشق کش ما دوش بصد عشوه و ناز
یار عاشق کش ما دوش بصد عشوه و ناز
گفت با زمرهٔ عشاق که آرید نیاز ۱
باری ای عاشق بیچاره مرو جز به نشیب
که بدامان وصالش نرسد دست فراز ۲
عشق پروانه بنازم که بدلخواهی شمع
ترک جان کرده و از شوق بسوز است و گداز ۳
صورت از دست بنه سیرت محمود بیار
تا شوی مقبل محمود حقیقی چو ایاز ۴
کاهلی گر نخوری باده که بهر همه کس
پیر میخانه کریم است و در میکده باز ۵
آن زمانی که رسد سر حقیقت بظهور
ای بس افسوس که بیهوده خورند اهل مجاز ۶
رند باش و هنرام وز ز رندان قدیم
تا بری گوی هنر از فلک شعبده باز ۷
ای صغیرا ز برت این رخت ریا بیرون کن
آستین تو بود کوته و دست تو دراز ۸
گفت با زمرهٔ عشاق که آرید نیاز ۱
باری ای عاشق بیچاره مرو جز به نشیب
که بدامان وصالش نرسد دست فراز ۲
عشق پروانه بنازم که بدلخواهی شمع
ترک جان کرده و از شوق بسوز است و گداز ۳
صورت از دست بنه سیرت محمود بیار
تا شوی مقبل محمود حقیقی چو ایاز ۴
کاهلی گر نخوری باده که بهر همه کس
پیر میخانه کریم است و در میکده باز ۵
آن زمانی که رسد سر حقیقت بظهور
ای بس افسوس که بیهوده خورند اهل مجاز ۶
رند باش و هنرام وز ز رندان قدیم
تا بری گوی هنر از فلک شعبده باز ۷
ای صغیرا ز برت این رخت ریا بیرون کن
آستین تو بود کوته و دست تو دراز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - رهد ز زلف تو دل در بر من آید باز
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.