هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی از درد عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر از بیماری دل و یاد معشوق می‌نالد، از اسارت در دام عشق و زیبایی‌های پنهان سخن می‌گوید، و به داستان یوسف و زلیخا اشاره می‌کند تا قدرت عشق را نشان دهد. در نهایت، شاعر بر اهمیت دیدار معشوق و لذت‌های روحانی آن تأکید می‌ورزد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، اشاره به داستان یوسف و زلیخا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نیاز به توضیح داشته باشد.

شماره ۲۷۷ - دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش

دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
پرستاری چنین یارب چه باشد حال بیمارش ۱

گرفتارم بتار طرهٔ طرار دلداری
که درهر جا دلی پیدا شود باشد گرفتارش ۲

بنایی کوهکن بگذاشت اندر بیستون از خود
که هر کس بنگرد گوید بنازم دست معمارش ۳

به پشت پردهٔ عصمت بود حسن از حیا پنهان
همانا عشق بایستی که تا سازد پدیدارش ۴

ببین عشق زلیخا چون تقاضا کرد با یوسف
کشید از دامن یعقوب پیغمبر به بازارش ۵

الا یوسف ببازار است بازآ در خریداران
زلیخا نیستی هم با کلافی شو خریدارش ۶

لقای دوست را دانی اگر کیفیت و لذت
سراپا دیده گردی چون صغیر از بهر دیدارش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.