هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار عاشقانه، تنها معشوق خود را میبیند و هر چه در اطرافش است، به نوعی به او مرتبط میشود. او از غم عشق شکایت دارد و احساس میکند که در کنترل زندگی خود ناتوان است. همه چیز در نگاهش به معشوق ختم میشود و هیچ چیز دیگری را نمیبیند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۳۰۸ - جز رخ دلستان نمی بینم
جز رخ دلستان نمی بینم
هیچکس غیر آن نمی بینم ۱
کی کنم چارهٔ غمش که دمی
از غم اوام ان نمی بینم ۲
ور بخواهم عنان خودگیرم
در کف از خود عنان نمی بینم ۳
در رهش از کدام خود گذرم
من که خود در میان نمی بینم ۴
با وجودی که بی نشانست او
بجز از او نشان نمی بینم ۵
اینکه جز زلف او ندارم جای
غیر از این آشیان نمی بینم ۶
غیر سودای او ز هر سودا
سودی الا زیان نمی بینم ۷
هر طرف بنگرم صغیر جز او
در نهان و عیان نمی بینم ۸
هیچکس غیر آن نمی بینم ۱
کی کنم چارهٔ غمش که دمی
از غم اوام ان نمی بینم ۲
ور بخواهم عنان خودگیرم
در کف از خود عنان نمی بینم ۳
در رهش از کدام خود گذرم
من که خود در میان نمی بینم ۴
با وجودی که بی نشانست او
بجز از او نشان نمی بینم ۵
اینکه جز زلف او ندارم جای
غیر از این آشیان نمی بینم ۶
غیر سودای او ز هر سودا
سودی الا زیان نمی بینم ۷
هر طرف بنگرم صغیر جز او
در نهان و عیان نمی بینم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - دربند زلف یار چو شد مبتلا دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.