هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار به بیان احساسات خود درباره فقر، عشق، هنر و بلندپروازیهای معنوی میپردازد. او با وجود نداری مادی، خود را غنی از گوهر مقصود و عشق میداند و از هنر و بلندی نظر خود سخن میگوید. همچنین، به رابطه عاشقانه و نیاز به معشوق اشاره میکند و از ناصحان میخواهد که او را به حال خود بگذارند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به هنر و بلندپروازیهای معنوی، برای درک و تجربه بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۳۱۹ - چگونه سر ز در پیر فقر بردارم
چگونه سر ز در پیر فقر بردارم
که گنج گوهر مقصود زیر سر دارم ۱
گر آشیانه ندارم چه غم که چون عنقا
جهان و هر چه در آن هست زیر پر دارم ۲
الا که مهلکهٔ آز را هنر دانی
بجان دوست که من ننگ از این هنر دارم ۳
مبین به مفلسیم منعما که در ره عشق
ز اشگ و عارض خود گنج سیم و زر دارم ۴
بلندی نظرم بین که درگه پرواز
فراز کنگرهٔ عرش در نظر دارم ۵
مرا بحالت خود واگذار ای ناصح
از آنچه بی خبر استی تو من خبر دارم ۶
چه سازم اینکه همی ناز یار گردد بیش
نیاز حضرت او هر چه بیشتر دارم ۷
صغیر از دل جانان مرا شکایت نیست
شکایت ار بود از آه بی اثر دارم ۸
که گنج گوهر مقصود زیر سر دارم ۱
گر آشیانه ندارم چه غم که چون عنقا
جهان و هر چه در آن هست زیر پر دارم ۲
الا که مهلکهٔ آز را هنر دانی
بجان دوست که من ننگ از این هنر دارم ۳
مبین به مفلسیم منعما که در ره عشق
ز اشگ و عارض خود گنج سیم و زر دارم ۴
بلندی نظرم بین که درگه پرواز
فراز کنگرهٔ عرش در نظر دارم ۵
مرا بحالت خود واگذار ای ناصح
از آنچه بی خبر استی تو من خبر دارم ۶
چه سازم اینکه همی ناز یار گردد بیش
نیاز حضرت او هر چه بیشتر دارم ۷
صغیر از دل جانان مرا شکایت نیست
شکایت ار بود از آه بی اثر دارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - ای رخت باغ بهشت و لب لعلت تسنیم
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.