هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از آرزوهای عاشقانه، یاد یار، غم و امید به آینده سخن میگوید. او از مقایسه خود با آینه، داغ عشق و جایگاه خود در نزد مردم و اهل خرابات میگوید و در نهایت، خود را سگ درگاه یزدان میخواند و امیدش را به او میسپارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'اهل خرابات' نیاز به درک بالاتری از ادبیات فارسی دارد.
شماره ۳۲۹ - ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
بسان شیشهٔ میگریه در گلو دارم ۱
بیاد چاک گریبان یار و غبغب او
همیشه سر بگریبان غم فرو دارم ۲
چه صورتی تو که من در تو خویش مینگرم
بدان قیاس که آئینه روبرو دارم ۳
ز داغ لاله رخان من که دیدهام دریاست
کجا هوای گلستان کنار جو دارم ۴
بنزد خلق اگر خوارم این بس است مرا
که پیش اهل خرابات آبرو دارم ۵
صغیر من سگ درگاه شیر یزدانم
همیشه دیدهٔ امید سوی او دارم ۶
بسان شیشهٔ میگریه در گلو دارم ۱
بیاد چاک گریبان یار و غبغب او
همیشه سر بگریبان غم فرو دارم ۲
چه صورتی تو که من در تو خویش مینگرم
بدان قیاس که آئینه روبرو دارم ۳
ز داغ لاله رخان من که دیدهام دریاست
کجا هوای گلستان کنار جو دارم ۴
بنزد خلق اگر خوارم این بس است مرا
که پیش اهل خرابات آبرو دارم ۵
صغیر من سگ درگاه شیر یزدانم
همیشه دیدهٔ امید سوی او دارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۸ - خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دام
گوهر بعدی:شماره ۳۳۰ - عشق یارب چه قماریست که نشناختهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.