هوش مصنوعی:
این شعر از بیخبری و غفلت انسانها از وضعیت خود و جهان اطرافشان سخن میگوید. شاعر به کوری و کرانی انسانها در درک حقایق، گمراهی در مسیر زندگی، عصیان در برابر فرمانهای الهی و غرق شدن در گناه اشاره میکند. همچنین، از حرص و طمع، بیبصیرتی و عواقب شوم اعمال انسانها انتقاد میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند گناه، مرگ و قیامت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۴۶ - افسوس که از حالت خود بیخبرانیم
افسوس که از حالت خود بیخبرانیم
یک دهر همه کور و یک آفاق کرانیم ۱
ره پر چه و ما کور و ز نا بردن فرمان
هم از نظر افتادهٔ صاحبنظرانیم ۲
شه جاده کزان قافله سالار گذشته
گم کرده بهر کور رهی ره سپرانیم ۳
تنها نه همین خود شده مشغول بعصیان
بل بر پدر و مادر عاصی پسرانیم ۴
گو سنگ تنبه دگر ای چرخ میفکن
خود رنجه مفرمای که ما خیره سرانیم ۵
هر تخم کنی کشت همان بدروی آخر
زنهار در این مزرعه ما بذر گرانیم ۶
ناگشته خریدار به بازار سعادت
سرمایه ز کف رفته و ما بی خبرانیم ۷
امروز که خاک قدم ما دگرانند
فرداست که ما خاک قدوم دگرانیم ۸
هر روز بود محشر و برپاست قیامت
علت همه آنست که ما بی بصرانیم ۹
غیر از کفنی بهرهٔ ما نیست ز دنیا
اینقدر که از حرص و طمع جامهدرانیم ۱۰
ما طایر قدسیم صغیرا ولی افسوس
کز سنک معاصی همه بشکسته پرانیم ۱۱
یک دهر همه کور و یک آفاق کرانیم ۱
ره پر چه و ما کور و ز نا بردن فرمان
هم از نظر افتادهٔ صاحبنظرانیم ۲
شه جاده کزان قافله سالار گذشته
گم کرده بهر کور رهی ره سپرانیم ۳
تنها نه همین خود شده مشغول بعصیان
بل بر پدر و مادر عاصی پسرانیم ۴
گو سنگ تنبه دگر ای چرخ میفکن
خود رنجه مفرمای که ما خیره سرانیم ۵
هر تخم کنی کشت همان بدروی آخر
زنهار در این مزرعه ما بذر گرانیم ۶
ناگشته خریدار به بازار سعادت
سرمایه ز کف رفته و ما بی خبرانیم ۷
امروز که خاک قدم ما دگرانند
فرداست که ما خاک قدوم دگرانیم ۸
هر روز بود محشر و برپاست قیامت
علت همه آنست که ما بی بصرانیم ۹
غیر از کفنی بهرهٔ ما نیست ز دنیا
اینقدر که از حرص و طمع جامهدرانیم ۱۰
ما طایر قدسیم صغیرا ولی افسوس
کز سنک معاصی همه بشکسته پرانیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۵ - مرغ قدسم من که در دام بلا افتادهام
گوهر بعدی:شماره ۳۴۷ - خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.