هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا یا شاعری دیگر، بیانگر عشق و اشتیاق به دیدار معشوق و رنج هجران است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و دیدار او را برتر از بهشت می‌داند. همچنین، اشاره‌هایی به داستان‌های قرآنی مانند یوسف و زلیخا و خضر و اسکندر دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به داستان‌های قرآنی نیازمند درک ادبی و فرهنگی است.

شماره ۳۵۱ - خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن

خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
رحمت وصل پس از زحمت هجران دیدن ۱

هان مخوانید بخلدم که به طوبی ارزد
یک نظر قامت آن سرو خرامان دیدن ۲

چه بهشتی تو که دیدار تو را هر که بدید
کرد صرف نظر از روضهٔ رضوان دیدن ۳

اشک ریزد بصر از دیدن روی تو که نیست
دیده را طاقت خورشید درخشان دیدن ۴

ای که بی دوست شود عمر تو در عالم طی
حاصلت چیست از این رنج فراوان دیدن ۵

کور شد چشم زلیخا بغم یوسف و گفت
کوریم به بود از یار بزندان دیدن ۶

ای که در عرصهٔ میدان غمش افتادی
بایدت گوی صفت لطمهٔ چوگان دیدن ۷

در دل خضر بود چشمهٔ حیوان چه روی
چون سکندر ز پی چشمهٔ حیوان دیدن ۸

دیده بربند صغیر از خود و بین طلعت دوست
چشم خودبین نتواند رخ جانان دیدن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - گریم بکار دل من و دل هم بکار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.