هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد عشق، جدایی، و بیوفایی سخن میگوید. شاعر از عشق و معشوق شکایت دارد که با وجود جذابیتهایش، باعث رنج و ناامیدی شده است. همچنین، به مفاهیمی مانند کیمیاگری عشق، مشکلگشایی، و نالههای آشنا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۰۴ - داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنی
داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنی
چوندل از کف میربائی بیوفائی میکنی ۱
کی کند بیگانه با بیگانه در بیگانگی
آنچه با هر آشنا در آشنائی میکنی ۲
هر چه من از درد عشقت میشوم کاهیده تر
حسن خود را دمبدم رونق فزائی میکنی ۳
در نمی آید بچشمم جز تو هر سو بنگرم
بسکه هر جا پیش چشمم خودنمائی میکنی ۴
شدمس رخسارهام در بوته عشق تو زر
مرحبا ای عشق در من کیمیائی میکنی ۵
شانه را بر گو مبادت خالی از کف زلف یار
خوش ز کار عاشقان مشکل گشائی میکنی ۶
عمر بگذشت ونبردم ره بدان قد بلند
تا بکی ای بخت کوته نارسائی میکنی ۷
ناله ات ای نی بسی با نالهٔ من آشناست
همچو من گویا تو هم شرح جدائی میکنی ۸
هر درستی را چو میباشد شکستی در قفا
ای شکسته چند فکر مومیائی میکنی ۹
خانهٔ شه یافتی دلرا مگر کاینسان صغیر
بر در این آستان دایم گدایی میکنی ۱۰
چوندل از کف میربائی بیوفائی میکنی ۱
کی کند بیگانه با بیگانه در بیگانگی
آنچه با هر آشنا در آشنائی میکنی ۲
هر چه من از درد عشقت میشوم کاهیده تر
حسن خود را دمبدم رونق فزائی میکنی ۳
در نمی آید بچشمم جز تو هر سو بنگرم
بسکه هر جا پیش چشمم خودنمائی میکنی ۴
شدمس رخسارهام در بوته عشق تو زر
مرحبا ای عشق در من کیمیائی میکنی ۵
شانه را بر گو مبادت خالی از کف زلف یار
خوش ز کار عاشقان مشکل گشائی میکنی ۶
عمر بگذشت ونبردم ره بدان قد بلند
تا بکی ای بخت کوته نارسائی میکنی ۷
ناله ات ای نی بسی با نالهٔ من آشناست
همچو من گویا تو هم شرح جدائی میکنی ۸
هر درستی را چو میباشد شکستی در قفا
ای شکسته چند فکر مومیائی میکنی ۹
خانهٔ شه یافتی دلرا مگر کاینسان صغیر
بر در این آستان دایم گدایی میکنی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۳ - چشم تو مینماید چون آهوی تتاری
گوهر بعدی:شماره ۴۰۵ - نتوان گفت رخت را قمر آری آری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.