هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام، وعدههای دروغین و رنجهای عاطفی میگوید. او از حیلههای معشوق، شرمساری ناشی از بیگانگی، و احساسات متناقض خود (مانند شوق دیدار با وجود خطر قتل) سخن میگوید. در پایان، با حضور رقیب، تسلیم سرنوشت میشود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، حیلهگری و حتی اشاره به «قتل» (چه به معنای واقعی یا استعاری) است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و تمثیلهای شعر کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۲۸ - ببین کز حیله سازیها ز ره چون می برد ما را
ببین کز حیله سازیها ز ره چون می برد ما را
که باز از وعده دارم گرم، بازار تمنّا را ۱
به پیش آشنایان گفتم از لطفش، چه دانستم
که از بیگانگیها شرمساری میدهد ما را ۲
مرا خواند برای قتل و من از شوق پندارم
که دستی میزنم، گر مینهم در کوی او پا را ۳
به او کردم سخن امروز گستاخانه در مستی
چه خواهم کرد یا رب سرگرانیهای فردا را ۴
رقیب آمد به مجلس تا خورد خون ترا میلی
همان بهتر که برخیزی و بگذاری به او جا را ۵
که باز از وعده دارم گرم، بازار تمنّا را ۱
به پیش آشنایان گفتم از لطفش، چه دانستم
که از بیگانگیها شرمساری میدهد ما را ۲
مرا خواند برای قتل و من از شوق پندارم
که دستی میزنم، گر مینهم در کوی او پا را ۳
به او کردم سخن امروز گستاخانه در مستی
چه خواهم کرد یا رب سرگرانیهای فردا را ۴
رقیب آمد به مجلس تا خورد خون ترا میلی
همان بهتر که برخیزی و بگذاری به او جا را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - از زلف تو شکوههاست مارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.