هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زلف معشوق به عنوان سلسلهای از بلاها یاد میکند و با وجود جفاهای معشوق، هنوز چشمی به راه وفای او دارد. شاعر از ناز و خونریزی معشوق مینالد و خود را خوار و شرمسار میداند. در نهایت، او از خیال معشوق و تأثیر آن بر جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که با رنج و جفا همراه شده و ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، درک عمیقتر از استعارهها و تشبیهات مورد استفاده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹ - از زلف تو شکوههاست مارا
از زلف تو شکوههاست مارا
کان سلسله بلاست مارا ۱
هر چند که کشته جفاییم
چشمی به ره وفاست مارا ۲
گفتی که شبی به بزم ما آی
گستاخی آن کجاست مارا ۳
از ناز چو خون ما بریزی
هم ناز تو خونبهاست مارا ۴
خواریم چنانکه شرمساری
از مردم آشناست مارا ۵
افغان که به جلوهگاه آن ماه
در دیده، گل حیاست مارا ۶
میلی شب غم، خیال تیغش
اندیشه جانفزاست مارا ۷
کان سلسله بلاست مارا ۱
هر چند که کشته جفاییم
چشمی به ره وفاست مارا ۲
گفتی که شبی به بزم ما آی
گستاخی آن کجاست مارا ۳
از ناز چو خون ما بریزی
هم ناز تو خونبهاست مارا ۴
خواریم چنانکه شرمساری
از مردم آشناست مارا ۵
افغان که به جلوهگاه آن ماه
در دیده، گل حیاست مارا ۶
میلی شب غم، خیال تیغش
اندیشه جانفزاست مارا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - ببین کز حیله سازیها ز ره چون می برد ما را
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.