هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق میگوید. او احساس میکند که معشوق به او بیاعتنایی میکند و این بیاعتنایی از صدها نگاه حسرتبار هم دردناکتر است. با وجود این، شاعر جرئت شکایت از معشوق را ندارد و در عین حال، از او میخواهد که در لحظات سخت کنارش بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۲ - میا به پرستش من، جون امید صحت نیست
میا به پرستش من، جون امید صحت نیست
به حال مرگ مرا دیدن از محبت نیست ۱
به غایتی هوس گفتوگوست با تو مرا
که تاب خامُشیام با وجود حیرت نیست ۲
کنون که جان به لب آمد مرا، دمی بنشین
مرو، که وقت چنین رفتن از مروّت نیست ۳
خطت نقاب حیا برفکنده و ز حجاب
هنوز با تو مرا آرزوی صحبت نیست ۴
ز بی وفایی خود، گرچه شرمسار منی
هنوز پیش توام جرئت شکایت نیست ۵
تو با رقیبی و میلی تغافلی دارد
تغافلی که کم از صد نگاه حسرت نیست ۶
به حال مرگ مرا دیدن از محبت نیست ۱
به غایتی هوس گفتوگوست با تو مرا
که تاب خامُشیام با وجود حیرت نیست ۲
کنون که جان به لب آمد مرا، دمی بنشین
مرو، که وقت چنین رفتن از مروّت نیست ۳
خطت نقاب حیا برفکنده و ز حجاب
هنوز با تو مرا آرزوی صحبت نیست ۴
ز بی وفایی خود، گرچه شرمسار منی
هنوز پیش توام جرئت شکایت نیست ۵
تو با رقیبی و میلی تغافلی دارد
تغافلی که کم از صد نگاه حسرت نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - غافل به من رسید و وفا را بهانه ساخت
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - وه که بر هر سر ره بیسر و پایی دگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.