هوش مصنوعی:
این شعر از تغییرات مداوم و ناپایداری در زندگی و عشق سخن میگوید. شاعر از بیثباتی یار، ناامیدی از وعدههای او، و رنجهای عشق بیپاسخ مینالد. همچنین، به شرم و حیای متغیر یار و جفاهای پیدرپی او اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، جفا، و رنجهای عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این مضامین نیاز به تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۵۳ - وه که بر هر سر ره بیسر و پایی دگر است
وه که بر هر سر ره بیسر و پایی دگر است
بس که هر لحظه گذار تو بهجایی دگر است ۱
حال خود چون به تو اظهار کنم در مستی؟
که ز هر جام، ترا شرم و حیایی دگر است ۲
دل بیچارهام از آرزوی بالایش
در بلاییست که هر چاره بلایی دگر است ۳
بعد صد وعده خلافی، بنگر سادگیام
که ز هر وعده مرا چشم وفایی دگر است ۴
دل چرا بر سر کویش نگشاید امروز؟
یار هرجایی ما گر نه به جایی دگر است ۵
چون کشی تیغ جفا بر سر میلی، دگری
کاش دست تو نگیرد، که جفایی دگر است ۶
بس که هر لحظه گذار تو بهجایی دگر است ۱
حال خود چون به تو اظهار کنم در مستی؟
که ز هر جام، ترا شرم و حیایی دگر است ۲
دل بیچارهام از آرزوی بالایش
در بلاییست که هر چاره بلایی دگر است ۳
بعد صد وعده خلافی، بنگر سادگیام
که ز هر وعده مرا چشم وفایی دگر است ۴
دل چرا بر سر کویش نگشاید امروز؟
یار هرجایی ما گر نه به جایی دگر است ۵
چون کشی تیغ جفا بر سر میلی، دگری
کاش دست تو نگیرد، که جفایی دگر است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - میا به پرستش من، جون امید صحت نیست
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - بس که پیشت عاشق از جام حجاب از دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.