هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و دیوانگی ناشی از آن است. شاعر از تیر مژه معشوق، آشفتگی زلف او و مستی شبانه سخن می‌گوید و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند آتش زدن خرمن و پریشان کردن قافله عقل توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و می‌نوشی در بیت آخر، مناسب‌سازی سنی را ضروری می‌کند.

شماره ۶۰ - باز تیر مژه بر جان بلاکش زد و رفت

باز تیر مژه بر جان بلاکش زد و رفت
همچو برق آمد و در خرمنم آتش زد و رفت ۱

باز سر در پی دیوانه سواری دارم
که ره قافله عقل، پری وش زد و رفت ۲

دادخواهانه دویدم که عنانش گیرم
در عتاب آمد و مهمیز بر ابرش زد و رفت ۳

زلف او با همه آشفتگی آمد به دلم
طعنه تفرقه بر جان مشوش زد و رفت ۴

میلی آمد به خود از مستی شب، وقت صبوح
بار دیگر دو سه جام می بی غش زد و رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - از حریم وصل، مهجورم نمی‌بایست داشت
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.