هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات خود درباره معشوقی می‌گوید که به نظر می‌رسد به دیگری توجه دارد. او از بی‌توجهی معشوق، رفتارهای سراسیمه‌اش و خجالتش هنگام دیدن شاعر سخن می‌گوید و احساس می‌کند معشوق از رنجش او بی‌خبر است.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عاطفی و تجربیات پیچیده روابط انسانی در این شعر مطرح شده‌اند که برای درک و ارتباط برقرار کردن با آن، خواننده نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این احساسات و موقعیت‌ها همذات‌پنداری کنند.

شماره ۷۸ - در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشت

در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشت
گویا ز نهان آمدن من خبری داشت ۱

دی گفت بسی حرف وفا روی برویم
گویا که به من روی و سخن با دگری داشت ۲

آرام ازو جذبه ی شوق که چنین برد؟
کامروز سراسیمه به هر سو گذری داشت ۳

چون دید مرا یار،‌ برافروخت ز خجلت
گویا ز ستم های رقیبان خبری داشت ۴

میلی نگه از یار ندیدم دم رفتن
پنداشتی از ماتم من چشم تری داشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷ - گذشت دور گل و یار سوی باغ نرفت
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.