هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و فراق سخن می‌گوید. او از دیدار معشوق و تأثیر آن بر خود می‌نالد، از درد هجران و بی‌قراری دل شکایت دارد، و از این که غم عشق آرامش را از او گرفته است. همچنین، شاعر به ناصحان و نصیحت‌گران اشاره می‌کند که راه درست را نمی‌فهمند و گاه خود به کام یار می‌روند. در پایان، شاعر از معشوق می‌خواهد که از سر گناه بگذرد و به روی او سخت نگیرد، زیرا عاشق مست اختیار از دست داده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۹۳ - چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد

چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
عجب است کاین قدرها، ز من اعتبار گیرد ۱

ز تپیدن دل خود، شب هجر در عذابم
که غمت نمی‌تواند که در آن قرار گیرد ۲

ز دل رمیدهٔ من، عجب است عالمی را
که چو صید خون گرفته، ره آن سوار گیرد ۳

به رهش نه ناصح آمد، ز پی نصیحت من
که به این بهانه او هم، سر راه یار گیرد ۴

ز سر گناه میلی بگذر، مگیر بروی
که عنان چون تو مستی، نه به اختیار گیرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲ - رازم فسانه از نگه عاشقانه شد
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - شب، خواب پی به حال خرابم نمی‌برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.