هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجهای عشق و جفاهای معشوق میگوید. او از نگاههای بیاعتنای معشوق، رنجیدن بیدلیل و سوختن در آتش عشق شکایت دارد و از خود میپرسد که چرا معشوق با وجود بیمیلی، او را میآزارد. شاعر همچنین از بیهودگی عمری که در آرزوی دیدار معشوق گذرانده، ابراز تاسف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عشق و رنجهای عاطفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۰ - چون دیدیام، نظر به زمین دوختن چه بود
چون دیدیام، نظر به زمین دوختن چه بود
در پیش سرفکندن و افروختن چه بود ۱
اکنون که کار عشق من از امتحان گذشت
آن غمزه را ستمگری آموختن چه بود ۲
خشنودی رقیب، غرض گر نداشتی
بی موجبم به داغ جفا سوختن چه بود ۳
منعت ز آشنایی من گر نکرده غیر
در پیش من، ز دیدنش افروختن چه بود ۴
میلی به یک نظاره چو از دست رفتهای
عمری غرض ز عافیت اندوختن چه بود ۵
در پیش سرفکندن و افروختن چه بود ۱
اکنون که کار عشق من از امتحان گذشت
آن غمزه را ستمگری آموختن چه بود ۲
خشنودی رقیب، غرض گر نداشتی
بی موجبم به داغ جفا سوختن چه بود ۳
منعت ز آشنایی من گر نکرده غیر
در پیش من، ز دیدنش افروختن چه بود ۴
میلی به یک نظاره چو از دست رفتهای
عمری غرض ز عافیت اندوختن چه بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - آن جفا پیشه که آیین وفا نشناسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.