هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، حسرت و مستی ناشی از شراب عشق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، بیخویشتنی در راه معشوق و تأثیرات عمیق آن بر جان آدمی میسراید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به مستی و غوغای محشر، ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۲۳ - چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
تا قیامت غیر ازینم حسرتی در دل نماند ۱
سر به پا آن سروقامت را نماندم هیچ بار
کز سرشکم چون صنوبر پای او در گل نماند ۲
عشق تا آگه شدم صد رخنه در جان کرده بود
هیچ عاقل ز آفت دشمن، چنین غافل نماند ۳
میکشان را طعن بیهوشی مزن ای هوشمند
از می عشق است کز بویش کسی عاقل نماند ۴
از شراب عشق، کیفیّت چه حاصل کرده بود
آنکه در غوغای محشر مست و لایعقل نماند ۵
طاق ابروی بتان راهر مسلمانی که دید
همچو میلی سجده محراب را مایل نماند ۶
تا قیامت غیر ازینم حسرتی در دل نماند ۱
سر به پا آن سروقامت را نماندم هیچ بار
کز سرشکم چون صنوبر پای او در گل نماند ۲
عشق تا آگه شدم صد رخنه در جان کرده بود
هیچ عاقل ز آفت دشمن، چنین غافل نماند ۳
میکشان را طعن بیهوشی مزن ای هوشمند
از می عشق است کز بویش کسی عاقل نماند ۴
از شراب عشق، کیفیّت چه حاصل کرده بود
آنکه در غوغای محشر مست و لایعقل نماند ۵
طاق ابروی بتان راهر مسلمانی که دید
همچو میلی سجده محراب را مایل نماند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.