هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق میگوید و بیان میکند که معشوق با وعدههای دروغین او را فریب میدهد. او از اضطراب و ناراحتی ناشی از این رفتارها سخن میگوید و اشاره میکند که معشوق حتی در هنگام شادی و میگساری نیز به او کمتوجهی میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، اشاره به میگساری و رفتارهای پیچیدهی عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۲۲ - تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
هر زمان بهر فریبم وعده دیگر دهد ۱
دل زعشقم جمع کرده و راندم از کوی خویش
همچو صیّادی که صید نیم بسمل سر دهد ۲
تاب چون آرم، که یاد مهربانیهای او
هر زمان دلداری شوق هجوم آور دهد ۳
از خلاف وعدهام شد منعفل، وز اضطراب
رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد ۴
حال میلی با شدش خاطرنشان، از اعتماد
چون خورد میبا رقیبان، بادهاش کمتر دهد ۵
هر زمان بهر فریبم وعده دیگر دهد ۱
دل زعشقم جمع کرده و راندم از کوی خویش
همچو صیّادی که صید نیم بسمل سر دهد ۲
تاب چون آرم، که یاد مهربانیهای او
هر زمان دلداری شوق هجوم آور دهد ۳
از خلاف وعدهام شد منعفل، وز اضطراب
رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد ۴
حال میلی با شدش خاطرنشان، از اعتماد
چون خورد میبا رقیبان، بادهاش کمتر دهد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.