هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، رقابت، حسرت و شوق شدید سخن میگوید. شاعر از ترس رقیبان و نگاههای آنان مینالد، از چشم معشوق که روزگارش را سیاه کرده شکایت دارد و با وجود جفاها، تسلی نگاه معشوق را میطلبد. همچنین، از شوق بیحد و حصر و شکست توبه در برابر معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رقابت عشقی و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۲۴ - چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
که یک زمان نتواند مرا نگهدارد ۱
حذر کنید ازان چشم، کاین همان چشم است
که روزگار مرا این چنین سیه دارد ۲
به صد گنه کنم اقرار، تا نداند غیر
که قصد جان من آن شوخ، بیگنه دارد ۳
ببین نهایت شوقم که با هزار جفا
تو اندم که تسلّی به یک نگهدارد ۴
دلا ز دور به حسرت نگاه کن که رقیب
ازو جدا شده و رو به وعدهگه دارد ۵
شهی که لشکر دلها از اوست، بیباکیست
که از غرور کجا چشم بر سپه دارد ۶
ز حدّ شوق من امشب زیاده است مگر؟
که مدّعی نظر آرزو به ره دارد ۷
شکست توبه میلی به دست مغبچهای
که صد خجالت ازو پیر خانقه دارد ۸
که یک زمان نتواند مرا نگهدارد ۱
حذر کنید ازان چشم، کاین همان چشم است
که روزگار مرا این چنین سیه دارد ۲
به صد گنه کنم اقرار، تا نداند غیر
که قصد جان من آن شوخ، بیگنه دارد ۳
ببین نهایت شوقم که با هزار جفا
تو اندم که تسلّی به یک نگهدارد ۴
دلا ز دور به حسرت نگاه کن که رقیب
ازو جدا شده و رو به وعدهگه دارد ۵
شهی که لشکر دلها از اوست، بیباکیست
که از غرور کجا چشم بر سپه دارد ۶
ز حدّ شوق من امشب زیاده است مگر؟
که مدّعی نظر آرزو به ره دارد ۷
شکست توبه میلی به دست مغبچهای
که صد خجالت ازو پیر خانقه دارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - زان زهر چشم، بس که دلم تلخکام شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.