هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد عشق و نیازمندی خود سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق و رقیبان شکایت دارد، اما شکایت را گناه میداند. احساس تنهایی، ناامیدی و درد ناشی از بیوفایی معشوق در سراسر شعر مشهود است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بیوفایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۲۶ - ز نیازمندی من، گرش احتراز باشد
ز نیازمندی من، گرش احتراز باشد
نکنم ازو شکایت، که گناه ناز باشد ۱
به دل پر از شکایت، سر حرف باز کردم
تو مدار گوش با من، که سخن دراز باشد ۲
ز گلی فتاده گویا، به دل تو خارخاری
که به ناز چشم مستت، اثر نیاز باشد ۳
ز کجاست بخت آنم، که نهانی از رقیبان
نظری کنی به سویم، که بیان راز باشد ۴
به کسی فتاده کارم، که به صد خلاف وعده
نه به عذرخواهی آید، نه بهانهساز باشد ۵
به رهی که با رقیبان گذریّ و سوی میلی
نگهی کنی، چه گویم که چه جانگداز باشد ۶
نکنم ازو شکایت، که گناه ناز باشد ۱
به دل پر از شکایت، سر حرف باز کردم
تو مدار گوش با من، که سخن دراز باشد ۲
ز گلی فتاده گویا، به دل تو خارخاری
که به ناز چشم مستت، اثر نیاز باشد ۳
ز کجاست بخت آنم، که نهانی از رقیبان
نظری کنی به سویم، که بیان راز باشد ۴
به کسی فتاده کارم، که به صد خلاف وعده
نه به عذرخواهی آید، نه بهانهساز باشد ۵
به رهی که با رقیبان گذریّ و سوی میلی
نگهی کنی، چه گویم که چه جانگداز باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - زان زهر چشم، بس که دلم تلخکام شد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - بس که در دل کار، پیکان خدنگ یار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.