هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از درد دوری معشوق و بیقراری خود مینالد، از اشکهای خونین و بیخوابیهایش میگوید و از امید به وصال و ناامیدیهایش در این راه. غیرت و حسادت نیز در ابیاتی از شعر نمود دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند اضطراب، فراق و اشک خونین ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۲۸ - باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
باز چشم خونفشانم خیر باد خواب کرد ۱
دوش دل را دیده حیران نوید وصل داد
هر نگاه گرم کان خورشید عالمتاب کرد ۲
قحط شد در خشکسال هجر چون باران وصل
صبر را در بحر عشقم گوهر نایاب کرد ۳
بارها دادم قرار شکوه ناکردن ز یار
غیرت دیدن به اغیارش، مرا بیتاب کرد ۴
دید مژگان ترا میلیّ و شد در اضطراب
همچو صیدی کو نظر بر خنجر قصّاب کرد ۵
باز چشم خونفشانم خیر باد خواب کرد ۱
دوش دل را دیده حیران نوید وصل داد
هر نگاه گرم کان خورشید عالمتاب کرد ۲
قحط شد در خشکسال هجر چون باران وصل
صبر را در بحر عشقم گوهر نایاب کرد ۳
بارها دادم قرار شکوه ناکردن ز یار
غیرت دیدن به اغیارش، مرا بیتاب کرد ۴
دید مژگان ترا میلیّ و شد در اضطراب
همچو صیدی کو نظر بر خنجر قصّاب کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - بس که در دل کار، پیکان خدنگ یار کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - آنها که عتاب از لب خندان تو یابند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.