هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر دل عاشق میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند لب خندان، چشمه حیوان، زنخدان، و لعل، شاعر احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، مفاهیمی مانند عتاب، فتنه، زندان، و خون دل نشاندهنده رنجهای عشق هستند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۲۹ - آنها که عتاب از لب خندان تو یابند
آنها که عتاب از لب خندان تو یابند
زهر اجل از چشمه حیوان تو یابند ۱
هر فتنه که پنهان به کمینگاه بلا شد
در گوشه دستار پریشان تو یابند ۲
دلها که در آیند در آن چاه زنخدان
صد یوسف گم گشته به زندان تو یابند ۳
خون دل ما میچکد از لعل تو چون می
ترسم گل این باده به دامان تو یابند ۴
نالد چو جرس از اثر ناله زارم
گر در دل ماتم زده پیکان تو یابند ۵
غم نیست که در من سرو سامان نتوان یافت
این بس، که مرا بی سر و سامان تو یابند ۶
میلی چو مگس دست به سر مانده و خلقی
کام دل خود از شکرستان تو یابند ۷
زهر اجل از چشمه حیوان تو یابند ۱
هر فتنه که پنهان به کمینگاه بلا شد
در گوشه دستار پریشان تو یابند ۲
دلها که در آیند در آن چاه زنخدان
صد یوسف گم گشته به زندان تو یابند ۳
خون دل ما میچکد از لعل تو چون می
ترسم گل این باده به دامان تو یابند ۴
نالد چو جرس از اثر ناله زارم
گر در دل ماتم زده پیکان تو یابند ۵
غم نیست که در من سرو سامان نتوان یافت
این بس، که مرا بی سر و سامان تو یابند ۶
میلی چو مگس دست به سر مانده و خلقی
کام دل خود از شکرستان تو یابند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - کامی ز لب لعل تو دیدن نگذارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.