هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و از درد فراق و رشک رقیبان مینالد. او آرزو میکند که بتواند حتی لحظهای به دیدار معشوق نایل شود، اما رقیبان و اغیار مانع این وصال هستند.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۰ - کامی ز لب لعل تو دیدن نگذارند
کامی ز لب لعل تو دیدن نگذارند
یعنی سخنی از تو شنیدن نگذارند ۱
آن طفل ز نظّاره قتلم چو کند ذوق
اغیار ز رشکم به تپیدن نگذارند ۲
چشمان کمندافکن صیاد وش تو
صیدی که ببینند، رمیدن نگذارند ۳
ترکان دو چشم تو پی حسرت دلها
گویند سخنها و شنیدن نگذارند ۴
خواهند که معلوم شود راز نهانم
اغیار، گرش نامه دریدن نگذارند ۵
گر باد شود در طلب وصل تو میلی
اغیار به گرد تو رسیدن نگذارند ۶
یعنی سخنی از تو شنیدن نگذارند ۱
آن طفل ز نظّاره قتلم چو کند ذوق
اغیار ز رشکم به تپیدن نگذارند ۲
چشمان کمندافکن صیاد وش تو
صیدی که ببینند، رمیدن نگذارند ۳
ترکان دو چشم تو پی حسرت دلها
گویند سخنها و شنیدن نگذارند ۴
خواهند که معلوم شود راز نهانم
اغیار، گرش نامه دریدن نگذارند ۵
گر باد شود در طلب وصل تو میلی
اغیار به گرد تو رسیدن نگذارند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - آنها که عتاب از لب خندان تو یابند
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - پاره سازد غم تو رشته تدبیر امید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.