هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از رنجها و آزردگیهای عاشقانه خود میگوید، در حالی که معشوق از حال او بیخبر است. با وجود همه این دردها، شاکی نیست و حتی از این که معشوق به بداندیشان توجهی ندارد، خوشحال است. او با وجود تحمل خواری و آزردگی، میلی به شکایت از معشوق ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴۹ - با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
با آنکه ز مستی خبر از خویش ندارد
سویم نظر از بیم بداندیش ندارد ۱
تا دست تو را رحم نگیرد به شفاعت
لب تشنه شمشیر تو سر پیش ندارد ۲
نام دگری تا به زبان نگذرد او را
شادم که شکایت ز بداندیش ندارد ۳
گردید خجل از دل آزردهام امروز
با آنکه خبر از جگرریش ندارد ۴
با اینهمه آزردگی و اینهمه خواری
میلی گلهای زان بت بدکیش ندارد ۵
سویم نظر از بیم بداندیش ندارد ۱
تا دست تو را رحم نگیرد به شفاعت
لب تشنه شمشیر تو سر پیش ندارد ۲
نام دگری تا به زبان نگذرد او را
شادم که شکایت ز بداندیش ندارد ۳
گردید خجل از دل آزردهام امروز
با آنکه خبر از جگرریش ندارد ۴
با اینهمه آزردگی و اینهمه خواری
میلی گلهای زان بت بدکیش ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - جان به حسرت دادم و آزار دل بر جا بماند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - نشان من چو بتان از ستیز میجویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.