هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشق سخن میگوید. عاشق در مسیر عشق، دردها و ناکامیهای بسیاری را تجربه میکند، از جمله بیتوجهی معشوق، رنج فراق، و وجود رقیبان. در نهایت، شاعر به دل خود توصیه میکند که از دلبران چشم بپوشد، زیرا هر چه دیده، تنها درد و رنج بوده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، اشاره به رنجهای عشق و ناکامیها ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۶۵ - دمی عاشق ندید او را، وگر دید
دمی عاشق ندید او را، وگر دید
به صد درد دل و خون جگر دید ۱
دل از یک جرعه وصل تو عمری
خمار غم کشید و دردسر دید ۲
خدنگش را دلم تا رهگذر شد
هزار آسودگی زان رهگذر دید ۳
دلم راسر به صحرا داد یکسر
که زخم صید خود را کارگر دید ۴
رقیب او را سگ دنبالهرو بود
ز یک تیر تغافل، باز گردید ۵
دلم در بزم او تا با خبر شد
مرا بیهوش و خود را بیخبر دید ۶
دلا از دلبران قطع نظر کن
که میلی هرچه دید از یک نظر دید ۷
به صد درد دل و خون جگر دید ۱
دل از یک جرعه وصل تو عمری
خمار غم کشید و دردسر دید ۲
خدنگش را دلم تا رهگذر شد
هزار آسودگی زان رهگذر دید ۳
دلم راسر به صحرا داد یکسر
که زخم صید خود را کارگر دید ۴
رقیب او را سگ دنبالهرو بود
ز یک تیر تغافل، باز گردید ۵
دلم در بزم او تا با خبر شد
مرا بیهوش و خود را بیخبر دید ۶
دلا از دلبران قطع نظر کن
که میلی هرچه دید از یک نظر دید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - جان فدای تو بوالهوس نکند
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - آن پری چون زلف در پا میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.