هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، از عشق و فتنهانگیزی معشوق سخن میگوید و شاعر از درد دل و آتش عشق خود مینالد. همچنین، توصیههایی دربارهٔ دوری از خودپرستی و روی آوردن به محبت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۱ - ای چشم تو همچو فتنه خونریز
ای چشم تو همچو فتنه خونریز
چون می نگه تو فتنهانگیز ۱
فریاد که از تپیدن دل
در هر نفس آتشم شود تیز ۲
از بیخودیام خوش آنکه باشی
گرم گله نصیحت آمیز ۳
ای آنکه زنی دم از محبّت
از هستی خویشتن بپرهیز ۴
برخیز و به پای دار بنشین
یا از سر کوی یار برخیز ۵
میلی به اجل ترا چه دعویست
در دامن آن ستمگر آویز ۶
چون می نگه تو فتنهانگیز ۱
فریاد که از تپیدن دل
در هر نفس آتشم شود تیز ۲
از بیخودیام خوش آنکه باشی
گرم گله نصیحت آمیز ۳
ای آنکه زنی دم از محبّت
از هستی خویشتن بپرهیز ۴
برخیز و به پای دار بنشین
یا از سر کوی یار برخیز ۵
میلی به اجل ترا چه دعویست
در دامن آن ستمگر آویز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - جان ندادهست برت عاشق بیمار هنوز
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.