هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از غمهای عشقی که هنوز پابرجاست، دلسوزیهایش، و نامهربانیهای معشوق مینالد. همچنین، او از رازهای نهانیاش که اکنون برملا شده و احساس تنهایی و ناامیدی خود صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و نامهربانی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۹۴ - جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز ۱
در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست
از خون من نشانه بر آن آستان هنوز ۲
دانستهای که مهر تو با جان نمیرود
کز خاک کشتگان گذری سرگران هنوز ۳
راز نهانیام شده افسانه در جهان
وین طرفهتر که میکنم از خود نهان هنوز ۴
این غم کجا برم که به من از جفای تو
شد غیر مهربان و تو نامهربان هنوز ۵
یارب کجا پیاله لبریز دادهاند
کز باده آستین تو دارد نشان هنوز ۶
میلی درین خیال که بردارد از تو دل
تو دل ازو گرفته و در قصد جان هنوز ۷
دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز ۱
در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست
از خون من نشانه بر آن آستان هنوز ۲
دانستهای که مهر تو با جان نمیرود
کز خاک کشتگان گذری سرگران هنوز ۳
راز نهانیام شده افسانه در جهان
وین طرفهتر که میکنم از خود نهان هنوز ۴
این غم کجا برم که به من از جفای تو
شد غیر مهربان و تو نامهربان هنوز ۵
یارب کجا پیاله لبریز دادهاند
کز باده آستین تو دارد نشان هنوز ۶
میلی درین خیال که بردارد از تو دل
تو دل ازو گرفته و در قصد جان هنوز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - صحرای دل ز آتش می شد حجاب سوز
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - حاصل ما از نوید وصل، پیغام است و بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.