هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناراحتی و دلتنگی خود در شب سخن میگوید. او از عشق و رنجهای ناشی از آن مینالد و بیان میکند که چگونه سوالات و افکارش باعث آزار معشوق شده است. همچنین، او از بیقراری و بیخوابی خود و تأثیر گریه بر از بین رفتن صبرش میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۶ - شب به مستی گله چندان ز عتابش کردم
شب به مستی گله چندان ز عتابش کردم
که بر افروخته از جام حجابش کردم ۱
منفعل گشتم ازو، گرچه نمیگفت جواب
بس که از پرسش بسیار، غذابش کردم ۲
از دلم رفت برون رشک سوال دگران
هر گه اندیشه ز تلخیّ جوابش کردم ۳
دوش همخانه شد از ناله زارم بیدار
گرچه صد بار ز افسانه به خوابش کردم ۴
خانه صبر چنان سست بنا شد میلی
که به یک دم ز نَمِ گریه خرابش کردم ۵
که بر افروخته از جام حجابش کردم ۱
منفعل گشتم ازو، گرچه نمیگفت جواب
بس که از پرسش بسیار، غذابش کردم ۲
از دلم رفت برون رشک سوال دگران
هر گه اندیشه ز تلخیّ جوابش کردم ۳
دوش همخانه شد از ناله زارم بیدار
گرچه صد بار ز افسانه به خوابش کردم ۴
خانه صبر چنان سست بنا شد میلی
که به یک دم ز نَمِ گریه خرابش کردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - بس که هر لحظه فریبی به زبان دگرم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - از آستان او گله آلود میروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.