هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او احساس رسوایی، اضطراب و بیپاسخی را بیان میکند و از هجران و بیقراری خود مینالد. تلاش برای فرار از این دردها نیز بیفایده بوده و حتی در خواب هم آرامش ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی پیچیده، رنجهای عشق و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۲۳۷ - درآید هر کجا در جلوه ناز آفتاب من
درآید هر کجا در جلوه ناز آفتاب من
مرا رسوا کند تغییر حال و اضطراب من ۱
من رسوا ازان در خون فتادم بر سر راهش
که برگردد، چو بیند بوالهوس حال خراب من ۲
نبینم پیش کس با این هجوم شوق، سوی او
که میترسم خجل گرداند او را اضطراب من ۳
ز بس در عشق خوارم، آشنایی را که میبینم
اگر صد حرف میپرسم، نمیگوید جواب من ۴
هوای خواب کردم تا ز هجران وارهم میلی
نرفته چشم من در خواب، هجر آمد به خواب من ۵
مرا رسوا کند تغییر حال و اضطراب من ۱
من رسوا ازان در خون فتادم بر سر راهش
که برگردد، چو بیند بوالهوس حال خراب من ۲
نبینم پیش کس با این هجوم شوق، سوی او
که میترسم خجل گرداند او را اضطراب من ۳
ز بس در عشق خوارم، آشنایی را که میبینم
اگر صد حرف میپرسم، نمیگوید جواب من ۴
هوای خواب کردم تا ز هجران وارهم میلی
نرفته چشم من در خواب، هجر آمد به خواب من ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - امروز بس که خواریم، در چشم گلعذاران
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - نباشد چارهای درآرزویش غیر جان دادن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.