هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و دلتنگی خود از معشوق میگوید. او احساس میکند که پیامهایش به معشوق نمیرسد و از طعنههای رقیب رنج میبرد. با وجود ادعای دل به محبت معشوق، شاعر از شکایت کردن شرم دارد و در نهایت، خود را در حالتی غمگین و خونین تصویر میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا بر احساسات آنها تأثیر منفی بگذارد.
شماره ۲۴۸ - کو بخت کز برآمدن کام دل ازو
کو بخت کز برآمدن کام دل ازو
گردم ز ناامیدی خود منفعل ازو ۱
قاصد ز انفعال پیامم نمیبرد
بیند ز بس که در گلهام متصل ازو ۲
با او چو همرهی کنم، از طعنه رقیب
او منفعل ز من شود و من خجل ازو ۳
دل دعوی محبت او بس که میکند
شرم آیدم که شکوه کنم پیش دل ازو ۴
باشد به رنگ میلی خونین کفن مرا
دستی به سر چو لاله و پایی به گل ازو ۵
گردم ز ناامیدی خود منفعل ازو ۱
قاصد ز انفعال پیامم نمیبرد
بیند ز بس که در گلهام متصل ازو ۲
با او چو همرهی کنم، از طعنه رقیب
او منفعل ز من شود و من خجل ازو ۳
دل دعوی محبت او بس که میکند
شرم آیدم که شکوه کنم پیش دل ازو ۴
باشد به رنگ میلی خونین کفن مرا
دستی به سر چو لاله و پایی به گل ازو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - چنان شد همنشینم چشم مست فتنهبار تو
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.