هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از تغافل معشوق، ناامیدی از وصال، و حسادت رقیبان مینالد، اما همچنان به عشق و آرزوی دیدار معشوق پایبند است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، ناامیدی، و حسادت است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
شماره ۲۶۰ - خوش آنکه رنجه گر شده باشم ز خوی تو
خوش آنکه رنجه گر شده باشم ز خوی تو
غافل کنم ترا و ببینم به سوی تو ۱
با آنکه همچو گنج به ویرانه منی
بهر فریب غیر کنم جستوجوی تو ۲
از بس که هر زمان شود افزون تغافلت
هر روز ناامیدتر آیم ز کوی تو ۳
دارم گمان عشق تو بر همدمان خویش
از بس که میکنند به من گفتوگوی تو ۴
رشک رقیب از دل میلی نمیرود
ترسم برون رود ز دلش آرزوی تو ۵
غافل کنم ترا و ببینم به سوی تو ۱
با آنکه همچو گنج به ویرانه منی
بهر فریب غیر کنم جستوجوی تو ۲
از بس که هر زمان شود افزون تغافلت
هر روز ناامیدتر آیم ز کوی تو ۳
دارم گمان عشق تو بر همدمان خویش
از بس که میکنند به من گفتوگوی تو ۴
رشک رقیب از دل میلی نمیرود
ترسم برون رود ز دلش آرزوی تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - دل کیست، خراب صحبت تو
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.