هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و آرزوی رسیدن به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حتی اگر به غبار تبدیل شود، باز هم در راه معشوق خواهد بود و از شوق رسیدن به او میرقصد. شاعر از بیخودی و اضطراب عشق میگوید و وفای معشوق را ستایش میکند، هرچند که گاهی از ناسازگاریهای او رنج میبرد. در نهایت، او از سوزش عشق و تشنگی وصال میگوید و خطرات این راه را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند اضطراب، رنج عشق و هلاکت ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۶۲ - همچو غبار اگر شوم، در ره آرزوی تو
همچو غبار اگر شوم، در ره آرزوی تو
جذبه شوقم آورد، رقصکنان به کوی تو ۱
با همه کس ز بیخودی، عشق تو را بیان کنم
گر دهد اضطراب دل، فرصت گفتوگوی تو ۲
بر تو و بر وفای تو، دل چه نهم که هر زمان
رنجه به هیچ میشود، خوی بهانهجوی تو ۳
سوی تو با کدام رو، در عرصات بنگرم
واقعه هلاک خویش آرم اگر به روی تو ۴
میلی تشنه لب کجا سوز دل تو کم شود
تا به زلال تیغ او، تر نشود گلوی تو ۵
جذبه شوقم آورد، رقصکنان به کوی تو ۱
با همه کس ز بیخودی، عشق تو را بیان کنم
گر دهد اضطراب دل، فرصت گفتوگوی تو ۲
بر تو و بر وفای تو، دل چه نهم که هر زمان
رنجه به هیچ میشود، خوی بهانهجوی تو ۳
سوی تو با کدام رو، در عرصات بنگرم
واقعه هلاک خویش آرم اگر به روی تو ۴
میلی تشنه لب کجا سوز دل تو کم شود
تا به زلال تیغ او، تر نشود گلوی تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۱ - ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
گوهر بعدی:شماره ۲۶۳ - مینمایم خویش را وارسته از سودای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.