هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شوق بیتابانه خود میگوید و از نادیده گرفته شدنش شکایت میکند. او احساس میکند که تلاشهایش بیپاسخ مانده و از ترس شکست عاطفی رنج میبرد. در نهایت، از معشوق میخواهد که او را بهخاطر بیتابی شوقش ببخشد و قبل از پایان عمر، به او توجه کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند گذر زمان و دلشکستگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶۸ - نادیده مرا چون کند آن نور دو دیده
نادیده مرا چون کند آن نور دو دیده
گویم پی تسکین دل خود، که ندیده ۱
دست همه بربسته و دستی نگشاده
پای همه پی کرده و تیغی نکشیده ۲
ترسم که نی ناوک او از تپش دل
در هم شکند همچو پر مرغ تپیده ۳
معذور بدارم، که ز بیتابی شوق است
سوی تو اگر آمدهام ناطلبیده ۴
هرگز سخنم را نشنیدیّ وبه رغمم
نشنیده نکردی که بگویم نشنیده ۵
میلی رود آن عمر گرانمایه شتابان
خود را به سر ره برسان تا نرسیده ۶
گویم پی تسکین دل خود، که ندیده ۱
دست همه بربسته و دستی نگشاده
پای همه پی کرده و تیغی نکشیده ۲
ترسم که نی ناوک او از تپش دل
در هم شکند همچو پر مرغ تپیده ۳
معذور بدارم، که ز بیتابی شوق است
سوی تو اگر آمدهام ناطلبیده ۴
هرگز سخنم را نشنیدیّ وبه رغمم
نشنیده نکردی که بگویم نشنیده ۵
میلی رود آن عمر گرانمایه شتابان
خود را به سر ره برسان تا نرسیده ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - دل و دیده را نباشد، چه نهان چه آشکاره
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - من بیخبر از خویش و دل از کار فتاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.