هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی سخن میگوید. او احساس میکند که معشوق به سویش نگاه کرده و دلش در آرزوی دیدار اوست. با وجود درد و رنج عاشقان، شاعر از گرمی رفتار معشوق خود مینالد و از رفت و آمدهای زیاد در کوی معشوق یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۹ - من بیخبر از خویش و دل از کار فتاده
من بیخبر از خویش و دل از کار فتاده
گویا که به سویم نظر یار فتاده ۱
آوردهام او را بر خود از کشش دل
در بزم اگر پهلوی اغیار فتاده ۲
چون قاصد دلدار نظر کرده به سویم
دل در طمع وعده دیدار فتاده ۳
عشاق ز دست تو به فریاد و فغانند
با آنکه زبان همه از کار فتاده ۴
تا در پی او باز دل کیست، که امروز
خورشید من از گرمی رفتار فتاده ۵
در کوی تو افسانه میلی به زبانها
از آمدن و رفتن بسیار فتاده ۶
گویا که به سویم نظر یار فتاده ۱
آوردهام او را بر خود از کشش دل
در بزم اگر پهلوی اغیار فتاده ۲
چون قاصد دلدار نظر کرده به سویم
دل در طمع وعده دیدار فتاده ۳
عشاق ز دست تو به فریاد و فغانند
با آنکه زبان همه از کار فتاده ۴
تا در پی او باز دل کیست، که امروز
خورشید من از گرمی رفتار فتاده ۵
در کوی تو افسانه میلی به زبانها
از آمدن و رفتن بسیار فتاده ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - نادیده مرا چون کند آن نور دو دیده
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - کاروان رفته و تنها من بیدل مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.