هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیتوجهی و بیمهری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق نهتنها به او توجهی نکرده، بلکه از رقیبان نیز گلهای ننموده است. شاعر از رفتارهای معشوق مانند خشم بیدلیل، بیاعتنایی، و سخن گفتن با دیگران در حضور او ابراز ناراحتی میکند و از تأثیر نگاه معشوق بر از بین رفتن شکیبایی خود میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی پیچیده مانند بیمهری، حسادت، و رنجش است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۲۸۲ - هرگز نظری سوی من از ناز نکردی
هرگز نظری سوی من از ناز نکردی
کز من به رقیبان گله آغاز نکردی ۱
از بیخودی دوش من امروز به خشمی؟
یا منفعلم دیدی وآواز نکردی ۲
دریافتم از رفتن قاصد، طلب غیر
هرچند مرا محرم این راز نکردی ۳
داری سر صلحم که چو پیدا شدم از دور
با غیر به رغمم سخن آغاز نکردی ۴
آمد به سخن آهوی چشم تو به مردم
با سحر چنین، دعوی اعجاز نکردی ۵
کی بود که تاراج شکیبایی میلی
از یک نگه خانه برانداز نکردی ۶
کز من به رقیبان گله آغاز نکردی ۱
از بیخودی دوش من امروز به خشمی؟
یا منفعلم دیدی وآواز نکردی ۲
دریافتم از رفتن قاصد، طلب غیر
هرچند مرا محرم این راز نکردی ۳
داری سر صلحم که چو پیدا شدم از دور
با غیر به رغمم سخن آغاز نکردی ۴
آمد به سخن آهوی چشم تو به مردم
با سحر چنین، دعوی اعجاز نکردی ۵
کی بود که تاراج شکیبایی میلی
از یک نگه خانه برانداز نکردی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۱ - قصدم به غمزه ستمانگیز میکنی
گوهر بعدی:شماره ۲۸۳ - خوشا صلحی که شرمآلوده از آزار من باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.