هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت دارد که با وعدههای دروغین او را امیدوار کرده، اما در نهایت با رقیبان همراه شده و شاعر را تحقیر کرده است. احساساتی مانند ناامیدی، شرمساری و مقایسه خود با رقیب در این شعر مشهود است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، احساسات عمیق و ناامیدی است که برای درک کامل نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند رنجش و مقایسه با رقیب برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۲۹۳ - ز عشوه بس که مرا بیقرار خود کردی
ز عشوه بس که مرا بیقرار خود کردی
خجل شدیّ و مرا شرمسار خود کردی ۱
درآمدن مگر امروز با رقیبانی؟
که وعدهام به سر رهگذر خود کردی ۲
ز حیله تو فزون بود ناامیدی من
مرا ز سادگی امیدوار خود کردی ۳
رقیب را که به کوی تو دیر میآید
ز التفات مگر شرمسار خود کردی ۴
ببین رقیب، تفاوت میانه من و خویش
که خواریام سبب اعتبار خود کردی ۵
هوای بزم که داری، که بازم از وعده
اسیر سلسله انتظار خود کردی؟ ۶
چه شد که میگذری وحشیانه از میلی
مگر به تازه کسی را شکار خود کردی؟ ۷
خجل شدیّ و مرا شرمسار خود کردی ۱
درآمدن مگر امروز با رقیبانی؟
که وعدهام به سر رهگذر خود کردی ۲
ز حیله تو فزون بود ناامیدی من
مرا ز سادگی امیدوار خود کردی ۳
رقیب را که به کوی تو دیر میآید
ز التفات مگر شرمسار خود کردی ۴
ببین رقیب، تفاوت میانه من و خویش
که خواریام سبب اعتبار خود کردی ۵
هوای بزم که داری، که بازم از وعده
اسیر سلسله انتظار خود کردی؟ ۶
چه شد که میگذری وحشیانه از میلی
مگر به تازه کسی را شکار خود کردی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - میرسی قاصد و دل را به تپیدن داری
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - دلا بیا که برآریم سر به شیدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.