هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و محبت بیپاسخ خود میگوید و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او از ناز و عتاب معشوق و بیپاسخی خود در برابر رقیبان مینالد و آرزو میکند که معشوق حداقل برای حفظ آبروی او در جمع، کمی توجه نشان دهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۹۶ - دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
جان به تو دادم و داد مرا ندهی ۱
ناز و عتاب تو کمتر اگر نشود
داد کسی تو به روز جزا ندهی ۲
دل تپدم ز خیال سوال رقیب
گرچه جواب کسی ز حیا ندهی ۳
بهر خجالت من بر مجلسیان
از پی من بفرستی و جا ندهی ۴
میلی از آنچه شنیدی ازو و رقیب
بهر خدا که به خاطر ما ندهی! ۵
جان به تو دادم و داد مرا ندهی ۱
ناز و عتاب تو کمتر اگر نشود
داد کسی تو به روز جزا ندهی ۲
دل تپدم ز خیال سوال رقیب
گرچه جواب کسی ز حیا ندهی ۳
بهر خجالت من بر مجلسیان
از پی من بفرستی و جا ندهی ۴
میلی از آنچه شنیدی ازو و رقیب
بهر خدا که به خاطر ما ندهی! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - زان مژه غیر خدنگ بلا ندهی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - دگر دل ربود از کفم دلربایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.