هوش مصنوعی:
شاعر از عشق بیوفا و دردناک خود میگوید که دل او را ربوده و او را بیاختیار به سوی خود میکشد. او از معشوق بیوفا میخواهد که به دیگران توجه نکند و از آشنایی با دیگران میگریزد زیرا احساس بیاعتباری میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع بیوفایی و درد عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۹۷ - دگر دل ربود از کفم دلربایی
دگر دل ربود از کفم دلربایی
مه بیوفایی، بلای خدایی ۱
کشد جذبه شوق، بیاختیارم
به سوی ستمپیشه بیوفایی ۲
مکن رو چو آیینه سوی رقیبان
حذر کن که آهی کشد مبتلایی ۳
به کوی تو از بس که بیاعتبارم
گریزم چو پیدا شود آشنایی ۴
مه بیوفایی، بلای خدایی ۱
کشد جذبه شوق، بیاختیارم
به سوی ستمپیشه بیوفایی ۲
مکن رو چو آیینه سوی رقیبان
حذر کن که آهی کشد مبتلایی ۳
به کوی تو از بس که بیاعتبارم
گریزم چو پیدا شود آشنایی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - شب مژده وصال شنیدم، نیامدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.