هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعری است که از بیتوجهی و بیمهری معشوق یا شخصی قدرتمند رنج میبرد. شاعر خود را موجودی حقیر و معشوق را فردی بیتفاوت و سنگدل توصیف میکند که از درد دیگران غافل است. همچنین، اشارههایی به ناامیدی، درماندگی و احساس تنهایی شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، انتقاد اجتماعی و بیان درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و اجتماعی دارد.
شماره ۳۰۰ - رها ای شهسوار از کف عنان بارگی کردی
رها ای شهسوار از کف عنان بارگی کردی
فرامش از سگ دنباله دو یکبارگی کردی ۱
تو آن شاهی که غافل از من افتاده بگذشتی
من آن مورم که او را پایمال بارگی کردی ۲
ز بیم دادخواه از دور باش چشم مردمکش
سر ره را تهی از مردم نظارگی کردی ۳
به بالینم کشیدی آه سردی ای طبیب از دل
که صد غمخواره را آزرده از غمخوارگی کردی ۴
گرفتارم به دردی ساختی کاندر علاج آن
چو من صد چارهگر را خسته از بیچارگی کردی ۵
مگر حال درون چاک چاکم را ندانستی
تو ای ناصح که منعم از گریبانپارگی کردی ۶
ترا میلی چنان در کوی جانان دل به جان آمد
که از بیچارگی اندیشه آوارگی کردی ۷
فرامش از سگ دنباله دو یکبارگی کردی ۱
تو آن شاهی که غافل از من افتاده بگذشتی
من آن مورم که او را پایمال بارگی کردی ۲
ز بیم دادخواه از دور باش چشم مردمکش
سر ره را تهی از مردم نظارگی کردی ۳
به بالینم کشیدی آه سردی ای طبیب از دل
که صد غمخواره را آزرده از غمخوارگی کردی ۴
گرفتارم به دردی ساختی کاندر علاج آن
چو من صد چارهگر را خسته از بیچارگی کردی ۵
مگر حال درون چاک چاکم را ندانستی
تو ای ناصح که منعم از گریبانپارگی کردی ۶
ترا میلی چنان در کوی جانان دل به جان آمد
که از بیچارگی اندیشه آوارگی کردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - ای قاصد فرخنده، ز اغیار نهانی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - چنین به اهل وفا خشمگین چرا شدهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.