هوش مصنوعی: شاعر از رفیق خود می‌خواهد تا پیش از مرگش برخیزد و فریادی بکشد، گویی که به دنبال پاسخ یا واکنشی از اوست.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره مرگ و زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک احساسات و مضامین بیان‌شده دارد.

شماره ۴۱ - تا نمی‌میرم، نمی‌آید به پرسش ای رفیق

تا نمی‌میرم، نمی‌آید به پرسش ای رفیق
از سر بالین من برخیز و فریادی بکن ۱
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰ - چنان ز هجر تو عمرم به ناخوشی گذرد
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - محبت ز اضطراب دل، پشیمانی کشید از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.