هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس تنهایی، بیاعتنایی دیگران و ناامیدی خود سخن میگوید. او از بیتوجهی دنیا به رنجهایش گلایه دارد و به یاد معشوق، اشک میریزد. در نهایت، به این امید بسته است که شاید خاک، آبرویش را حفظ کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶ - چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا
چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا
هزار حرف به دل مانده چون کتاب مرا ۱
چنین که چرخ، سحرخیز سردمهری شد
عجب که گرم شود تن به آفتاب مرا ۲
به جوی باغ فتادم، ولی ز بی قدری
چو عکس شاخ درختان نبرد آب مرا ۳
به یاد او چو کنم گریه در سرمستی
چکد به جامه ی بی طاقتی گلاب مرا ۴
چو شمع، بود ز بیداری ام صبا گلچین
نسیم نرگس او کرد مست خواب مرا ۵
به آبروی که خاکم قبول خواهد کرد؟
اگر کسی ندهد غسل در شراب مرا ۶
هزار حرف به دل مانده چون کتاب مرا ۱
چنین که چرخ، سحرخیز سردمهری شد
عجب که گرم شود تن به آفتاب مرا ۲
به جوی باغ فتادم، ولی ز بی قدری
چو عکس شاخ درختان نبرد آب مرا ۳
به یاد او چو کنم گریه در سرمستی
چکد به جامه ی بی طاقتی گلاب مرا ۴
چو شمع، بود ز بیداری ام صبا گلچین
نسیم نرگس او کرد مست خواب مرا ۵
به آبروی که خاکم قبول خواهد کرد؟
اگر کسی ندهد غسل در شراب مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - زین دودمان ندیدیم خونگرمی شراری
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.