هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از رنج و اسارت خود در قفس زندگی میگوید و از عشق و جستجوی کمال سخن میراند. او احساس میکند که در دام شرایط ناعادلانه افتاده و از این وضعیت شکوه دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عاشقانهای که با رنج همراه است، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۹ - شکوه دانه و دام از نفس انداخت مرا
شکوه دانه و دام از نفس انداخت مرا
شور بیهوده ز چشم قفس انداخت مرا ۱
منم آن شعله ناقص که پی کسب کمال
آتش افروز به دامان خس انداخت مرا ۲
عاقبت شورش بیجای سیه مستی عشق
همچو زنجیر به چنگ عسس انداخت مرا ۳
هست حق با من اگر شکوه ز صیاد کنم
زان که ناحق به طلسم قفس انداخت مرا ۴
شور بیهوده ز چشم قفس انداخت مرا ۱
منم آن شعله ناقص که پی کسب کمال
آتش افروز به دامان خس انداخت مرا ۲
عاقبت شورش بیجای سیه مستی عشق
همچو زنجیر به چنگ عسس انداخت مرا ۳
هست حق با من اگر شکوه ز صیاد کنم
زان که ناحق به طلسم قفس انداخت مرا ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - از باده پس نیامد، رنگ پریده ما
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - برگ گل تازه را، جام طرب ساختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.