هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شیشه می، آینه تیره، و گلهای چمن، احساسات شکستخورده و ناامیدی خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاطفی پیچیده و استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۴۳ - چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
بود چو شیشه می، خون ما به گردن ما ۱
به سان آینه کز نم به تیرگی افتد
به آب گریه شد از کار، چشم روشن ما ۲
به غیر خار در آخر به ما نمی ماند
اگر چو صحن چمن، گل دمد ز دامن ما ۳
بود چو شیشه می، خون ما به گردن ما ۱
به سان آینه کز نم به تیرگی افتد
به آب گریه شد از کار، چشم روشن ما ۲
به غیر خار در آخر به ما نمی ماند
اگر چو صحن چمن، گل دمد ز دامن ما ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - بوسه به پیغام داد و گشت پشیمان
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.