هوش مصنوعی: این شعر از یک مرغ بینوا صحبت می‌کند که از آشیانه خود دور افتاده و راهی طولانی برای رسیدن به آب و دانه دارد. شاعر خود را شعله‌ای توصیف می‌کند که در ظاهر آرام است، اما درونش پر از التهاب است. همچنین، اشاره می‌کند که داستان‌ها اگرچه خواب‌آورند، اما داستان او خواب را از چشم می‌رباید. در پایان، شاعر از ابنای جنس خود به عنوان مهره‌های شطرنج یاد می‌کند که برای جنگ به خانه‌ها فرستاده می‌شوند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و تمثیل‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه بیشتر نیاز دارد.

شماره ۱۰۵ - آن مرغ بینواییم، کز آشیانه ما

آن مرغ بینواییم، کز آشیانه ما
صد کوچه باغ راه است، تا آب و دانه ما ۱

ما شعله ایم، لیکن پیش کسان ز تمکین
ساکن چو آتش می، باشد زبانه ما ۲

با آنکه هر فسانه، خواب آورد به دیده
از دیده می برد خواب، دایم فسانه ما ۳

ابنای جنس ما را، چون مهره های شطرنج
از بهر جنگ آرد، دوران به خانه ما ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - کهربا گشتیم و کس باور ندارد درد ما
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - نیست غیر از گریه در صندوق ابر نوبهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.